تغيير براي برابري - مريم مالک از اعضاي کمپين يک ميليون امضا به شعبه 14پليس امنيت فاتب، مرکز پشتيباني عمليات واقع در خيابان شريعتي احضار شد. احضار او با ورود ماموران پليس امنيت به منزل و تفتيش منزل پدري او همراه بود. مريم مالک بايد 8 و 30 دقيقه صبح شنبه پنجم ارديبهشت 1388در دفتر پليس امنيت حاضر شود.
ماموران پليس امنيت روز چهارشنبه دوم ارديبهشت با حکم تفتيش به منزل پدري مريم مالک رفته و در همان حال احضاريه را نيز به او دادند و تهديد کردند که اگر نرود برايش حکم جلب صادر مي کنند. مريم مالک که همان روز پس از چند روز بستري در بيمارستان تازه مرخص شده بود در اين باره مي گويد:« مادرم ازخواب بيدارم کرد و گفت چند نفر از نيروي انتظامي آمده اند و مي گويند حکم بازرسي منزل را دارند. با کمک مادرم بلند شدم و چادرم را سرکردم تا آقايان را ببينم. دو مامور که نام آنها را هنگام صدا کردن يکديگر متوجه شدم آقايان نجفي و جمالي به همراه يک پليس زن وارد خانه شدند و حکم تفتيش منزل را نشانم دادند. متاسفانه به جز گشتن اتاق و کمد و وسايل شخصي من، وسايل ديگر اعضاي خانواده را هم گشتند. هر چقدر به آنها گفتم اينها وسايل من نيست و مال برادرانم يا پدرم هست گوش ندادند. حتي کيف هاي برادرم، جزوات درسي او، داخل يخچال خانه و اجاق گاز را نيز گشتند.» به گفته مريم، ماموران پس از تفتيش منزل 16 سي دي شخصي، چند جلد کتاب حقوقي و قوانين، جزوات و نوشته ها، لب تاپ و شارژر، دفترچه هاي کمپين و برگه هاي امضاء، سررسيدهاي شخصي و يک دستگاه ريسيور را با خود بردند.
مريم مالک مي گويد :« در حالي که دو نفر از آنها مشغول بازرسي خانه بودند آقاي نجفي به مادرم گفت: «حاج خانم اگر شما بدانيد دخترت چکارها مي کند سرش را مي برِّي. مادرم گفت "دخترم هر جا مي رود و هر کاري مي کند من خبر دارم. دخترم هيچ کار غيرقانوني انجام نداده است". اما آقاي نجفي به بدگويي اش ادامه مي داد. در صورتي که مامور وقتي براي بازرسي به منزل کسي مي آيد حکم بازرسي دارد و نه تهديد و تشويش اذهان اهالي منزل. »
مريم مالک 26 ساله، دانشجو و از فعالان کمپين يک ميليون امضاست و تاکنون گزارش هاي حقوقي او از دادگاه ها خواننده هاي زيادي داشته است. دليل احضار مريم مالک مشخص نيست اما او پيش از دريافت احضاريه بارها و به ويژه پس از روز جهاني زن در اسفند 1387 توسط ماموران پليس امنيت به صورت تلفني احضار و مورد تهديد قرار گرفته بود و در آخرين بار از آنها خواسته بود برايش احضاريه بفرستند که ماموران با احضاريه وارد خانه نيز شده بودند.
ماموران دراقدامي غيرقانوني گوشي او را نيز گرفته بودند. اسفندماه سال گذشته همزمان با روزجهاني زن قرار بود نشستي با حضور حقوقدانان درباره مسائل حقوقي زنان برگزارشود که قبل از شروع مراسم برنامه لغو شد. مريم و چند تن از حاضران پس از اطلاع از لغو برنامه درحال رفتن به برنامه ديگري که توسط کميسيون زنان حزب مشارکت در همان نزديکي ها برگزار مي شد مي رفتند که توسط ماموري با لباس شخصي متوقف شدند.(همان فردي که براي تفتيش منزل نيز آمده بود به نام نجفي) مريم مي گويد:« من پرسيدم که کيست و به چه دليل از ما مي خواهد بايستيم وکارت شناسايي اش را خواستم. او به سرعت کارتي از جيبش درآورد و دوباره در جيبش گذاشت که من فقط توانستم آرم نيروي انتظامي را ببينم. او تند تند از ما مي پرسيد که کي هستيم و آنجا چه مي کرديم و مي خواست کيف ما را بگردد. و ما هم توضيح داديم»
مامور مذکور کيف و محتويات جيب هاي امير کلهر پسر دانشجويي که همراه مريم و دوستش درحال رفتن به برنامه مذکور بود را مي گردد و به اعتراض آنها توجه نمي کند. مريم مي گويد:« من جلوي خود او با موبايلم به يکي از دوستانم که هنوز جلوي در ساختمان ورشو بود زنگ زدم که اطلاع دهم ما را نگه داشته اند اما مامور مذکور عصباني شد و فرياد زد: چکار مي کني؟ و به سمت من هجوم آورد و دستم را محکم فشار داد و گوشي را از دستم بيرون کشيد به طوري که انگشت هاي دستم تا دو روز درد مي کردند. او گوشي امير کلهر را گرفت.
گفتم شما حق نداريد با ما اين طور رفتار کنيد مگر ما چه کرده ايم، هم به خاطر اينکه دست مرا فشار داديد و شرعا درست نيست و هم بخاطر گرفتن گوشي و رفتار خشني که با من داشتيد از شما شکايت مي کنم. او گفت هر کاري دوست داري بکن و نشاني پايگاه سوم امنيت را به ما داد که صبح فردا براي گرفتن گوشي هايمان به آنجا برويم و سريع دويد و رفت. من بلافاصله به سمت يکي از ماموران درجه دار پليس رفتم تا از او کمک بخواهم ولي او اصلا توجهي نشان نداد. اصلا باورم نمي شد که پليس اين طور مزاحم ما شود و خودش را هم محق بداند.
از مريم مي پرسيم سرانجام گوشي ات را از پليس گرفتي ؟ مي گويد:« آنقدر ازبرخورد آنها شگفت زده شده بودم که حتي از رفتن به دنبال گوشي ام هم وحشت داشتم. مدام از خود مي پرسيدم اگر پليس حافظ امنيت است چرا احساس بي امني به ما داده است. بنابراين از خير گوشي ام هم گذشتم. مي دانستم چيزي را که به زور از کسي بگيرند به راحتي پس نمي دهند. بر خلاف من امير کلهر به دنبال گوشي اش رفت و تا آنجا که اطلاع دارم نه تنها گوشي اش را به او نداده بودند بلکه برخورد خشني هم با او شده بود و بعد از چندين بار مراجعه گوشي اش را به او پس دادند.»
او در ادامه مي افزايد: «وقتي من براي دريافت گوشي ام نرفتم با پدرم تماس گرفته و به او گفته بودند دخترت را بازداشت کرده ايم و از او خواسته بودند به پليس امنيت فاتب برود. پدرم که از اين خبر شوکه شده بود برادرم را براي پيگيري فرستاده بود. وقتي برادرم به پليس امنيت رفته و سراغ مرا گرفته بود. آقاي نجفي برادرم را نصيحت کرده و گفته بودند که درباره من تحقيقات محلي انجام داده اند، و چرا آنها از فعاليت من که عضو خانواده متديني هستم خبر ندارند و برادرم هم که کاملا در جريان فعاليت هاي من است گفته بود که فعاليت خواهر من غير قانوني نيست و او براي حقوق زنان تلاش مي کند و هميشه به ديگران کمک مي کند تا مشکلاتشان حل شود. وي سپس از برادرم خواسته بود که حتما مرا به پليس امنيت ببرد. من به برادر و پدر و مادرم گفتم تا احضاريه برايم نيايد نمي روم چرا وقتي کار غير قانوني انجام ندادم بايد به اداره پليس بروم؟ چرا اين برادران مسلمان که داعيه اسلام را دارنددروغ مي گويند، اگر بلايي سر پدر من مي آمد من هرگز از آنها نمي گذشتم. واقعا براي من که اعتقادات مذهبي دارم ديدن اين رفتارها از کساني که خود را مسلمان مي دانند تأسف برانگيز است.
تلاش مصرانه مريم مالک براي وادار کردن پليس امنيت به انجام کار قانوني سرانجام آنان را برآن داشت که به احضار او صورت قانوني بخشند
|
روز پنجشنبه ششم فروردین 12 نفر از فعالان زنان و دانشجویی در حالی که قصد بازدید نوروزی از خانوادههای زندانیان را داشتند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. نسرین ستوده، وکیل، این بازداشت را از اساس غیرقانونی میداند. تعدادی از مادران صلح به همراه جمعی از کنشگران کمپین یک میلیون امضا و نیز فعالان دانشجویی، بنابر رسم چندین هزارساله ایرانیان قصد داشتند برای دیدار نوروزی به منزل خانوادههای زندانیان عقیدتی و نیز کسانی که سال گذشته در زندان درگذشتهاند بروند. این افراد که همگی زیر پل سیدخندان جمع شده بودند تا دستجمعی حرکت کنند، به اتهام اخلال در نظم عمومی توسط نیروهای انتظامی دستگیر شدند. کلانتری میدان نیلوفر، دایره مبارزه با منکرات وزرا و سرانجام زندان اوین مکانهایی بودند که نیروهای امنیتی، بازداشتشدگان را به آنجا بردند. نسرین ستوده وکیل تعدادی از بازداشتشدگان میگوید این بازداشت از اساس غیرقانونی بوده چرا که در هیچ جای قانون نیامده که قرار دستجمعی برای عیددیدنی، مصداق بر هم زدن نظم عمومی است. نسرین ستوده همچنین معتقد است اگر نیروهای انتظامی و قوه قضائیه به همین روند ادامه دهند، به زودی دیدارهای نوروزی خانوادههای ایرانی ممنوع خواهد شد، چنانچه قبلا هم به خانم خدیجه مقدم به خاطر برگزاری مراسم ختم مادر همسرشان همین اتهام اخلال در نظم عمومی وارد شد. متين راسخ، قاضی رسیدگیکننده به پرونده دستگیرشدگان، با تفهيم اتهام اخلال در نظم عمومی و تشويش اذهان، برای اين افراد قرار کفالت ۵۰ ميليون تومانی صادر کرده است. بازداشت شدگان طی تماس تلفنی با خانواده های خود اين موضوع را به اطلاع آنها رسانده و گفتهاند قرار کفالت تنها با فيش کارمندی پذيرفته خواهد شد، اما مدت کوتاهی پس از اين تماس، قاضی پروندهی شعبه يکم بازپرسی ويژه امنيت واقع در جنب زندان، اوين را ترک کرده است. نسرین ستوده در این مورد میگوید: «برای صدور قرار کفالت باید صبر میکردند تا موجبات اجرای قرار فراهم شود و کفیل در این ایام تعطیل بتواند مراجعه کرده و برای آزادی آنها اقدام کند». کمپین بینالمللی حقوق بشر گزارش داده است که بازداشت این افراد حاکی از تعقیب و استراق سمع مکالمات خصوصی آنها بوده است. نسرین ستوده در این مورد میگوید: «اگر نیروهای امنیتی از طریق شنود مکالمات تلفنی به این قرار و مدار پی برده باشند، این کار کاملا غیرقانونی است چون حریم خصوصی این افراد محفوظ است و طبق قانون اساسی استراق سمع ممنوع و جرم است». نسرین ستوده معتقد است که اگر قوه قضائیه به این روند ادامه دهد، فضای جامعه بستهتر خواهد شد و این تنها به نفع نیروهای رادیکال تر خواهد بود و نیروهایی که میخواهند کار قانونمند کنند باید عقبنشینی کنند. | |
بنا به گزارشهاي رسيده به سايت حقوق بشر ايران معصومه قلعه جهى صبح روز پنجشنبه در زندان رفسنجان به دار آويخته شد٠
اين خبر توسط مطبوعات رسمى ايران تاييد نشده است٠
نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی و یکی دیگر ازهمراهان آنان هنگام جمع آوری امضا و گفتگو با مردم توسط پلیس کوهستان بازداشت شده و ساعاتی را در پاسگاه مستقر در کوهپایه گذراندند.
اعضای کمپین یک میلیون امضا پس از چند ساعت بازداشت در پایگاه یکم پلیس امنیت دربند ، عصر امروز به بازداشتگاه وزرا منتقل شدند.

در روز دوم بهمن ماه 1387 مصادف با 21 ژانويه، مراسم اهداي جايزه سيمون دوبووار به کمپين يک ميليون امضاء برگزار شد.
دیدهبان حقوق بشر کردستان علت انتقال این تعداد از زندانیان را به این «محل نامناسب» در واکنش به اعتصاب غذای ماه گذشته گروهی از زندانیان اعلام کرده است.
گروهی از زندانیان سیاسی کرد ماه گذشته در اعتراض به «وضعیت وخیم زندان و رعایت نکردن موازین قانونی در جریان دادرسی» دست به اعتصاب غذا زده بودند که گزارش شده اعتصاب غذای کنونی تعدادی از انها نیز در همین راستا است.

تجمع مادران صلح در اعتراض به سياست هاي جنگ طلبانه طرفين درگير و حمايت از زنان و کودکان غزه با حضور نيروهاي امنيتي به خشونت کشيده شد.
در حالي که تجمع کنندگان با سردادن شعارهايي همچون “صلح، صلح، آتش بس” خواستار توقف کشتار مردم غزه بودند نيروهاي لباس شخصي با سردادن شعارهايي همچون “مرگ بر صلح طلب ” ، “مرگ بر ضد ولايت فقيه” و “مرگ بر منافق” به حاضرين در تجمع يورش برده و آنها را متفرق کردند. ماشين هاي گشت نيروي انتظامي بدون هيچ گونه مداخله اي در محل حاضر بودند و تنها نظاره گر توهين و فحاشي لباس شخصي ها و همچنين عکاسي و فيلمبرداري آنان از تجمع کنندگان بودند. طنز قضيه اين ماجراي خشونت بار اينجاست که ده روز قبل همين عده يا امثال آنها به در منزل شيرين عبادي رفتند و اعتراض کردند که چرا نسبت به جريان غزه موضع نگرفته است درحالي که کانون مدافعان حقوق بشر قبلا بيانيه داده بود، و حال همان آدم هم اکنون شعار مرگ بر صلح طلب سر مي دهند و به کساني که به جريان غزه اعتراض دارند يورش مي برند!بايد پرسيد صلح طلبان کيستند؟
در ادامه برخوردهاي خشونت آميز با تجمع کنندگان، پس از مدت کوتاهي تعدادي از اين افراد با ضرب و شتم و فحاشي به راحله عسگري زاده، عضو کمپين يک ميليون امضا و عکاس، دوربين وي را شکسته و با خود بردند و در مقابل اعتراض وي که کارت شناسايي مي خواست پاسخي ندادند. راحله عسگري زاده مي گويد: من به منظور عکاسي از تجمع مادران صلح طلب رفته بودم. مشغول عکس گرفتن از تجمع کنندگان بودم که يک لباس شخصي که در حال شعار دادن بود و فرياد مي زد: “مرگ بر سازشکار و صلح طلب “به طرفم حمله کرد تا دوربينم را بگيرد و هر چه من فرياد مي زدم که کارتت را نشان بده توجهي نکرد و بعد که باقي ماموران لباس شخصي جلو آمدند و از او پرسيدند که از کدام پايگاه امده است و چرا مي زند با خشونت بيشتري عمل کرد و همين طور که بند دوربين در دست من بود مرا مي کشيد تا اين که برخي از تجمع کنندگان به کمک من آمدند که درنهايت دوربين را به زور از دست من درآورد و به من سيلي زد و دوستان او هم در کمک به او به ما حمله کردند. تا آنجا که يادم مي آيد آيدا سعادت از ناحيه کمر اسيب ديد و به چشم هاي بهمن امويي نيز اسپري پاشيدند، خانم مقدم و احتسابيان نيز آسيب ديدند.
خديجه مقدم، عضو گروه مادران صلح و کميته مادران کمپين يک ميليون امضا در رابطه با تجمع امروز مادران صلح به تغيير براي برابري گفت: ” تجمع با فراخوان مادران صلح در حمايت از زنان و کودکان و مردم غيرنظامي و بي دفاع غزه برگزار شد. اين فراخوان روز گذشته به بسياري از فعالان جامعه مدني ارسال شد و با استقبال خوبي نيز مواجه شد. مادران صلح پيش تر نيز با صدور دو بيانيه و نامه اي که به آقاي بان کي مون دبير کل سازمان ملل متحد نوشتند خواستار برقراري آتش بس در اين منطقه شدند. بيانيه دوم در محکوميت کشتار اسرائيل در غزه بود که متاسفانه اين عمليات نظامي و غير انساني همچنان ادامه دارد. اين جنگ به نظر ما کاملا نابرابر است و کودکان و مردم بي دفاع گناهي ندارند که در ميان جنگ افروزان قرار گرفته اند. “
سپس و هنگامي که هانا عبدي در زندان همدان تقاضاي مرخصي ميکند،مراتب جهت موافقت به اطلاع قاضي پرونده و همچنين دادستاني سنندج ميرسد که در کمال ناباوري آنان از موضوع تبعيد هانا عبدي اظهار بي اطلاعي کرده و مجددا پرونده را جهت بررسي به دادگاه تجديد نظر مي فرستند.
با پيگيري هاي خانواده نهايتا دادگاه تجديد نظر اعلام مي دارد که هانا عبدي هم اينک به زنداني در مشکين شهر واقع در استان اردبيل منتقل و مابقي دوران حبس خود را آنجا طي خواهد کرد.
اين در حالي است که روناک صفازاده نيز هنوز در بلاتکليفي محض و در بند زنان زندان مرکزي سنندج به سر مي برد.
با وجود ميزان بالاي حساسيت افکار عمومي نسبت به سرنوشت روناک صفا زاده و هانا عبدي،عملکر شبهه بر انگيز دستگاه قضايي در آزار و اذيت عامدانهي آنان، موجبات نارضايتي شديد خانواده آنان و فعالان مدني را فراهم آورده است.
خانواده دانشجویان دانشگاه تهران که منازل آن ها شب قبل از تجمع دفتر تحکیم وحدت به مناسبت روز دانشجو از سوی مامورین امنیتی مورد تفتیش قرار گرفته بود به کمیته پیگیری وزارت اطلاعات احضار شدند.
شب قبل از تجمع دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران منازل چند نفر از دانشجویان این دانشگاه از سوی مامورین وزارت اطلاعات مورد تفتیش قرار گرفته بود و در جریان این مسئله بسیاری از وسایل شخصی آن ها توسط این مامورین ضبط شده بود.
از این دانشجویان که برای بازپس گرفتن وسایلشان به دفتر پیگیری مراجعه کرده بودند خواسته شده با خانواده های خود به دفتر پیگیری مراجعه کنند. به نظر می رسد مامورین ذیربط قصد دارند این دانشجویان را از طریق تهدید و ارائه آمار و اطلاعات نادرست به خانواده هایشان تحت فشار قرار دهند.
دفتر تحکیم وحدت پیش از این نسبت به تفتیش منازل چند دانشجوی دانشگاه تهران و بازداشت اعضای انجمن اسلامی دموکراسی خواه این دانشگاه اعتراض کرده بود و کل مسئولیت تجمع روز دانشجو را متوجه دفتر تحکیم دانسته بود.
طبق اخبار رسیده دختر دانشجویی که یک سال پیش مورد تعرض معاون حراست دانشگاه کرمانشاه قرار گرفته بود تحت فشارهای وارده از سوی مسئولین این دانشگاه مجبور به انصراف از تحصیل شد.
یک سال پیش اعلام شد معاون حراست دانشگاه کرمانشاه یکی از دختران دانشجوی این دانشگاه را با تهدید توسط اسلحه کمری مورد تعرض قرار داده است. این مقام مسئول که گویا در پرونده خود موارد دیگری از این قبیل داشته با توصیه مسئولین خارج از دانشگاه به این سمت منصوب شده بود. وی پس از فاش شدن این مسئله توسط دفتر تحکیم وحدت از سمت خود برکنار شد.
پس از آن اعلام شد مسئولین دانشگاه کرمانشاه و مسئولین وزارت علوم از علی نیکونسبتی، مسئول وقت روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، به علت فاش نمودن این مسئله شکایت کرده اند. این در حالی است که هیچ گونه دادگاهی به منظور محاکمه معاون حراست دانشگاه کرمانشاه تشکیل نشد.
اخبار رسیده حکایت از آن دارد که دختر دانشجویی که در آن حادثه مورد تعرض قرار گرفته بود تحت فشار مسئولین دانشگاه مجبور به انصراف از تحصیل شده است. شنیده ها حاکی از آن است خانواده این دانشجو به شدت از این که این مسئله را در رسانه ها خبری کنند منع شده اند. این انصراف ظاهرا سال گذشته انجام شده است.
در حادثه مشابهی وقتی دانشجویان دانشگاه زنجان سوء نیت معاون دانشجویی این دانشگاه نسبت به یکی از دختران دانشجو فاش کردند، دو نفر از این دانشجویان بازداشت و برای آن ها پرونده قضایی تشکیل شد. این دو دانشجو به همراه یکی دیگر از دانشجویان بدون این که حکم انضباطی برای آن ها صادر شود از ثبت نام در ترم جاری محروم شدند.
اعلام بی اطلاعی قاضی پروندهی هانا عبدی از تبعید وی!
دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان:با وجود گذشت 14 ماه از بازداشت دانشجوی زندانی کورد هانا عبدي و 2 ماه پس از تبعید وی به زندان رزن همدان ،تلاش های خانوادهی وی برای کسب موافقت قاضی پرونده با یک مرخصی 10 روزه به جایی نرسیده است.
چند روز پیش و هنگامی که اعضای خانوادهی هانا عبدی جهت انجام امورات اداري به دادگاه انفلاب سنندج مراجعه كردند، قاضی پرونده به بهانهی اینکه از موضوع تبعید هانا عبدی بی خبر است پرونده را جهت بررسي مجددا به شعبه تجديد نظر ارجاع داده است. ادعای قاضی در عدم اطلاع از موضوع تبعید موجب شگفت زدگی و همچنین نگرانی خانوادهی این دانشجو شده است.
هانا عبدي به اتهام اقدام علیه امنیت ملی 18 ماه حبس و تبعيد به زندان رزن همدان محكوم شده است .
عدم موافقت با مداوای روناک صفا زاده برای چهارمین مرتبه
دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان:روناك صفا زاده دانشجو و فعال حقوق زنان عضو انجمن زنان آدرمهر و کمپین 1 ملیون امضا،که حدود 15 ماه است به صورت کاملا بلا تکلیف در زندان به سر ميبرد به علت شكنجه هاي جسمي و روحي و شرايط بسيار بد زندان دچار مشكلات عدیده ای شده است که نیازمند مداوای فوری در خارج از زندان است.با آنکه بارها لزوم مداوای روناک صفا زاده اين امر از طرف خانواده و وکیل وی پیگیری شده است اما این امر از جانب مسئولان زندان و دادگاه سنندج مورد بي توجهي قرار گرفته است.
گفتنی است که ناراحتی های جسمی روناک که به دلیل عفونت شدید در ناحیهی گوش و دندان ایجاد گردیده بدتر از قبل شده است ،با این حال و پيگيري هاي مكرر خانواده ي وي اين چهارمين بار است كه مجوز ويزيت پزشك روناك لغو و به تعويق مي افتد.
|
زنان حادثه جو ـ پرستار جنگ
«ويويان بولونيكل» در ۱۸ دسامبر سال ۱۹۱۵ در شهر كاپاندا واقع در جنوب استراليا به دنيا آمد. او يك برادر داشت و پدرش در معادن شهر «بروكن هيل» كار مى كرد و «ويويان» نيز آموزش عمومى خود را در سال ۱۹۳۸ در بيمارستان همين شهر به اتمام مى رساند. او تحصيلات خود را در سال ۱۹۳۹ به عنوان ماما به پايان رساند و به عنوان پرستار در بيمارستان خصوصى «كيو» شروع به كار كرد. از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۱ در بيمارستان مك فارسون ملبورن مشغول به كار شد و در همين بيمارستان او با «ويلما اورام» آشنا شد.با شروع جنگ جهانى دوم «ويويان» و «ويلما» هر دو به طور جداگانه، تصميم گرفتند كه به عنوان نرس به ارتش استراليا بپيوندند. ابتدا «ويويان» براى استخدام به نيروى هوايى مراجعه كرد ولى به دليل صافى كف پاهايش او را قبول نكردند. اما همين پاها در طول سه سال و نيم اسارت او را همراهى كردند.در سال ۱۹۴۱ هم ويويان و هم ويلما به عنوان پرستار در سيزدهمين بيمارستان تازه تأسيس استراليايى شروع به كار كردند و در سپتامبر همان سال واحد آنها در يك بيمارستان شناور (كشتى بيمارستانى) وانگانلا به مقصد ناشناسى كه بعدها به سنگاپور خوانده شد، رهسپار شدند. |
بنابه گزارشات رسیده از زندان اوین،4 دانشجوئی زندانی علامه که همچنان در اعتصاب غذا بسر می برند. وضعیت جسمی یکی از دانشجویان به نام خانم مهدیه گلرو رو به وخامت گرایید و او را به بهداری زندان منتقل نمودند . 4 دانشجوی زندانی همچنان در زندن اوین زندانی هستند.در حال حاضر آقایان سعید فیض الله زاده،صادق شجاعی و مجید دری در قرنطینه زندان اوین بسر می برندوخانم مهدیه گلرو به بند زنان زندان اوین منتقل گردیده او در کنار زندانیان عادی و معتاد نگهداری می شود . خانم گلرو در شرایط بد جسمی بسر می برد. وضعیت جسمی خانم مهدیه گلرو در اثر اعتصاب غذا رو به بدی گذاشت و او را به بهداری زندان منتقل کردند . او چندین ساعت در بهداری زندان بستری بود.هر 4 دانشجوی زندانی اعلام کرده اند که تا رسیدن به خواسته های خود به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد.خواسته های دانشجویان: آزادی از زندان و ادامه تحصیل می باشد.روز جهار شنبه 6 آذر ماه خانواده های دانشجویان زندانی برای آزادی فرزندان در بندشان به دادگاه انقلاب مراجعه نمودند . آنها خواستار ملاقات با حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد شدند که او خواسته ای آنها رارد کرد و فقط از طریق تلفن با معاون وی توانستند صحبت کنند که وی از دادن جواب مشخصی به خانواده ها خوداری کرد.وفقط اعلام می کرد که پرونده آنها در حال بررسی است. و به نظر می رسد قصد پرونده سازی علیه 4 دانشجوی زندانی را دارندسپس خانواده 4 دانشجوی زندانی به دانشگاه علامه مراجعه کردند و خواستار صحبت کردن با شریعتی رئیس دانشگاه شدند.که با مخالفت فردی بنام دهقان معاون حراست دانشگاه مواجه شدند.دهقان با نیروی انتظامی تماس گرفت و دو ماشین از نیروی انتظامی در محل حاضر شدند او شروع به برخورد غیر انسانی و تهدید خانواده ها نمود و به آنها می گفت که اگر از دانشگاه خارج نشوند دستور دستگیری آنها را صادر خواهد کرد. دهقان با برخوردی وحشیانه اقدام به هل دادن یکی از اعضای خانوده های دانشجویان زندانی نمود. خانواده ها در حدود 4 ساعت در مقابل دانشگاه حضور داشتند که در نهایت با پافشاری خانواده شریعتی علیرغم اینکه شاکی خصوصی این 4 دانشجو بود اعلام کرد که قادر به انجام کاری نیست و برای تفرقه انداختن شروع به وعده دادن نمود. شریعتی تاکید کرد که به خانم گلرو و آقای فیض الله زاده اجازه تحیصیل نخواهد داد.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران،ادامه بازداشت غیر قانونی دانشجویان و رفتار غیر انسانی با خانواده های آنها را محکوم می کند و نسبت به شرایط جسمی دانشجویان در اعتصاب غذا اعلام نگرانی می کند.از سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی دانشجویان زندانی است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
7 آذر 1387 برابر 27 نوامبر 2008
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید: کمیساریای عالی حقوق بشر ,کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا ,سازمان عفو بین الملل,سازمان دیدبان حقوق بشر
تداوم بلاتکلیفی روناک صفا زاده و بیماری او
روناك صفازاده از فعالين جنبش زنان کردستان كه حدود 14 ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت و زندانی شد،همچنان در بلاتکلیفی در زندان سنندج به سر میبرد.وی که ماه ها تحت بازجویی و فشار قرار داشت هم اکنون از عوارض زمان بازداشت در سلول های انفرادی زندان سنندج رنج برده و پیگیری های مستمر خانواده و وکیل نسبت به مداوا یا تعیین تکلیف پرونده وی اقدام نشده است.
در آخرین پیگیری وضعیت ایشان ،خانواده روناک صفازاده اعلام داشتند که او از عوارض گوناگون جسمانی رنج می برد ،اما سرپرست زندان و دادستانی سنندج حاضر نیستند وی را به مراکز درمانی اعزام نمایند و حتا در واکنش به اصرار و پای فشاری ما به منظور تحت درمان قرار گرفتن روناک، مقامات زندان و دادگاه انقلاب سنندج متوسل به تهدید شدهاند.
زینب بایزیدی در زندان زنجان تحت فشار و محدودیت قرار دارد
زینب بایزیدی از فعالان زندانی زن در کردستان ،عضو انجمن آذرمهر و کمپین یک ملیون امضا که در یک فرایند شتاب زده و ابهام آمیز و بدون مدارک کافی جهت اثبات جرم به چهار سال حبس در تبعید محکوم شد، نهایتا و بدون اطلاع خانواده از بیست و پنجم آبان به زندان زنجان انتقال یافته است.
بنا به گزارشات وی در زندان زنجان تحت فشار قرار داشته و حتی در مورد تماس تلفنی با خانوادهاش نیز با محدودیت های غیر قانونی مواجه شده است.
عدم موافقت با مرخصی هانا عبدی
هانا عبدی دیگر فعال جنبش زنان در کردستان که حدود یک ماه بعد از روناک صفا زاده دستگیر و زندانی شد،ابتدا به 5 سال حبس و سپس با تخفیف مجازات در مرحلهی تجدید نظر به 1 سال و نیم زندان در تبعید محکوم شد.وی حدود چهل روز پیش برای گذراندن مابقی محکومیت به زندان رزن واقع در 20 کیلومتری همدان تبعید شد.
آخرین خبری که در ارتباط با وضعیت هانا عبدی به انجمن آذرمهر رسیده است حکایت از عدم موافقت مقامات قضایی با مرخصی ایشان دارد.
زنان آذرمهر: نگين شيخ الاسلامي مسوول انجمن زنان آذرمهر کردستان بعد از 49 روز بازداشت در بند 209 زندان اوين تهران امروز يک شنبه سوم آذر با قيد وثيقه آزاد شد.
پيشتر اعلام شده بود که وي در حالي دستگير و زنداني شده است که در دوران نقاهت به سر برده و 3 هفته قبل از بازداشت به دليل تنگي نفس مورد عمل جراحي سختي از ناحيه رگهاي قلب قرار گرفته بود.همين امر موجب اعتراضات گستردهاي از سوي بسياري از سازمان هاي حقوق بشري داخلي جهاني و فعالان زنان و حقوق بشر شده و آزادي فوري وي را خواستار شده بودند.
نگين شيخ الاسلامي فعال حقوق بشر، موسس و دبير انجمن زنان آذرمهر کردستان و روزنامهنگار مستقل ، صبح روز 14 مهرماه در تهران دستگير و روانه سلول هاي انفرادي بند 209 زندان اوين شده بود و هنوز تاريخ دقيق دادگاهي و اتهامات ايشان مشخص نگرديده است.